بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

835

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

به اين امر كنند نخواهد بود مر آن امر را از صاحبى چاره به اين معنى كه لازم افتد ايشان را كه اقرار كنند بوجود واليان و صاحبان آن امر كه هر يك در زمان خود والى آن امر باشند و چون اقرار به اين واليان امر كه اوصياء پيغمبراند صلوات اللَّه عليه ندارند بر ايشان لازم ميآيد كه اقرار ببقاء ليلة القدر نيز نداشته باشند اگر چه بعضى از ايشان صريحا انكار آن نكنند و اقرار بوجود و ببقاء آن داشته باشند چنانچه قاضى عياض از مازرى نقل كرده كه « اجمع من يعتد به على وجودها و دوامها الى آخر الدهر لتظافر الاحاديث و كثرة رؤية الصالحين لها » و ايضا در كافى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه « و ايم اللَّه ان من صدق بليلة القدر ليعلم انها لنا خاصة لقول رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و إله لعلى عليه السّلام حين دنا موته هذا وليكم من بعدى فان اطعتموه رشدتم » يعنى قسم ميخورم بخداى تعالى بدرستى كه هر كه تصديق ببقاء ليلة القدر كرده هر آينه ميداند كه امارت آن شب از ماست و بس بواسطهء قول رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله مر على عليه السّلام را وقتى كه نزديك شد مرگ رسول عليه السّلام كه اين صاحب امر ليلة القدر است و ولى شما است بعد از من پس اگر اطاعت كرديد او را راه راست يافتيد و اگر اطاعت نكرديد گمراه شديد سَلامٌ هِيَ بتقدير « هى سلام » است و اسناد سلام بليلة القدر بطريق مبالغه است كه گويا آن شب عين سلامست و تقديم خبر به جهت افادهء حصرست اى ما هى الاسلامة يعنى نيست اين شب قدر مگر بركت و سلامتى از آفات و شرور چنانچه در صحيفهء سجاديه كه زبور آل محمد صلى اللَّه عليه و إله است فرموده « سلام دايم البركة الى طلوع الفجر على من يشاء من عباده » حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ تا وقت دميدن سفيدهء صبح و بعضى گفته‌اند كه آن شب سلام است به اين معنى است كه در آن شب فوج فوج از ملائكه سلام ميفرستند بر صلحاء مؤمنين چنانچه در تفسير جلالين گفته « جعلت سلاما لكثرة السلام فيها من الملائكة لا تمر بمؤمن و لا مؤمنة الا سلمت عليه و فى الكافى عن الصادق عليه السّلام فى تفسير هذه الاية يقول يسلم عليك يا محمد ملائكتى و روحى بسلامتى من اول ما